میخندی؟!
يكشنبه, ۴ مرداد ۱۳۹۴، ۰۱:۱۵ ق.ظ
در پی جنازهای میرفت، که شنید مردی میخندد... فرمود:
مثل اینکه مرگ برای ما نوشته نشده، و کانّه حق برای دیگران واجب شده... گویا این مردگان به سفر رفتگانی هستند که به زودی نزد ما برخواهند گشت! در حالی که ما، اجسادشان را در قبر میگذاریم و میراثشان را میخوریم... انگار که ما بعد از آنها جاودانه زندگی خواهیم کرد! این گونه است که پند هر واعظی را فراموش میکنیم، و نشانهی تیرهای بلا و مصیبت میشویم.
ترجمه شخصی از حکمت 122 نهج البلاغه